در پست قبل نگاهی خیلی اجمالی و حتی شاید سرسری به عقاید سورن کی یرکگور انداختم.از آنجایی که او یکی از نویسندگان مورد علاقه ی کافکا بوده،بنده حقیر هم به تاسی از پیر و مرادم مولانا سیدنا فرانتس کافکا نگاهی به آثار وی و نوشته هایی که درباره ی او منتشر شده بود انداختم.از پارادوکس (تناقض)میان عقل و ایمان و البته بحث های دیگری که مطرح کرده بود خوشم آمد.چند روز پیش در کتابفروشی کتابی را دیدم با عنوان «کرکگور و نیچه» نوشته ی جیمز کلنبرگر.شیطان بر من غالب شد و مرا وسوسه کرد و متاسفانه کتاب را خریدم(شنیده ام برخی دوستان چپ ما می گویند خواندن کتاب یبوست می آورد،البته که در تابستان* همین یبوست هم خودش نعمتی ست)در این کتاب به رابطه ی بین افکار ملحدانه ی نیچه و نقد صریح و بی پرده ی او بر اخلاقیات مسیحی و همچنین نوشته های کی یرکگور که بر تناقضات عقل بشری و ایمان به خداوند و سرسپردگی به او می پردازد.نتیجه گیری کتاب تا حدی ضعیف است چون به هر صورت تلاش می کند که این دو را باهم سازگار نشان دهد که خب با توجه به این که نویسنده اذعان دارد یک مسیحی معتقد و متعصب است چیز بیشتری از او انتظار نمی رود.اما در بررسی افکار کی یرکگور نکات جالبی را می بینیم.مترجمان کتاب بر خلاف عبدالکریم رشیدیان در کتاب ترس و لرز به جای کلمه ی شهسوار ایمان،ابراهیم را «فارس»(Faares)ایمان نامیده اند.برخلاف استنباطی که برخی دوستان در پست قبل داشتند کی یرکگور ابراهیم را ستایش می کند و برای او اهمیت قائل می شود و در جدال بین عقل و ایمان(البته ایمان خالص از نوع ابراهیمی) به سمت ایمان متمایل است.اما کی یرکگور این سوال را مطرح می کند که آیا واقعا باید مانند ابراهیم رفتار کرد؟واژه ی ترس و لرز که عنوان کتاب اوست از همین جا ناشی می شود او مسیحیان را دعوت می کند که مانند ابراهیم باشند اما به واقع این امر شدنی ست؟کدام متدینی حاضر است فرزندش را به قربانگاه ببرد و در پای ندای خداوند سر از تن او جدا کند؟او به این می پردازد که اگر ایمانی مانند ابراهیم به خداوند داشته باشی زندگی در جهان شادمانه ست زیرا ابراهیم مطمئن بود که خدا فرزندش را از او نمی گیرد .اما کی یرکگور همچنان می ترسد و می لرزد چون می داند که در جهان شهسواران ایمان بسیار اندکند و همچنین این امتحان الهی حتی برای شهسواران ایمان هم دردناک و سخت است.او از لحظه های تردید می گوید از لحظاتی که عقل و ایمان هر دو به خود و به هم شک می کنند.
منابع فارسی و انگلیسی در این باره:
کرکگور و نیچه(ایمان و پذیرش ابدی) / جی.کلنبرگر;ترجمه ی ابوتراب سهراب و الهام عطاردی.تهران : موسسه ی انتشارات نگاه،1384,دویست و هفده ص
ترس و لرز / سورن آبو کی یرکگور;ترجمه ی عبدالکریم رشیدیان.تهران نشر نی.1386.174 ص
یادبود ایوب در جهان کافکا / سیاوش جمادی .تهران
بزرگان فلسفه / هنری توماس;مترجم فریدون بدره ای . تهران : شرکت انتشارات علمی و فرهنگی ،1379،472ص
Søren Kierkegaard, Fear and Trembling with Repetition, ed. and trans.Howard V. and Edna H.Hong ,Princeton University Press ,Princeton,1983
Søren Kierkegaard, Concluding Unscientific Postscript to Philosphical Fragments, ed. and trans.Howard V. and Edna H.Hong ,Princeton University Press ,Princeton,1992
Søren Kierkegaard,The Concept of Anxiety , ed. and trans.Reidar Thomte in collaboration with Albert B. Anderson , Princeton University Press ,Princeton,1980
---------------------------------------------------
پی نوشت:
*اَی بر پدر صاحاب...روزی سه الی چهار ساعت آن هم در بدترین مواقع برق می رود.حساب کنید رطوبت همیشه بالای نود درصد و حرارت بالای 35درجه بدون دستگاه خنک کننده همراه با تاریکی و ایضا خستگی.