* معمولاً در جنگ آنهایی برندهاند که زنده میمانند.
* حقیقت آنجاست. اینجا نه آنجا... نه نه آنجا. آنجا را میگویم آنجا.
* اعدام مجازاتیست غیر قابل تصحیح و من هم به این دلیل با آن مخالفم. اما آیا صدام هم قرار بود جنایاتش و حکمش تصحیح شود؟
* اگر یک حق است و یک باطل، برگزیدن راه میانه دیگر چه مزخرفیست؟
* نفت که تمام شود، سیفون خیلی چیزها کشیده میشود.
* این همه نقش عجب بر در و دیوار وجود / آنکه فکرت بکند نعش شود بر دیوار
هوای بسیار گرم و البته ناپاکی دارد این شهر. صاحبخانه با دیدن قبض تلفن بعید است به زودی آن را وصل کند. من نه وقت سروکله زدن و چانهزنی با این یزدی ِمقتصد را دارم و نه اعصابش. امیدوارم مردی از خویش برون آید و کاری بکند. اوضاع کارخانه هم بد نیست، لااقل خنک است. با دیدن افراد تازه و البته از خطوط فکری متفاوت در این شهر بیشتر به این نکته رسیدم که درصد قابل توجهی از ما ایرانیان به طور جدی در «استدلال» مشکل داریم. حرفهای شاخدار و بیربط و...
این هم چند لینک منتخب. چه بگویم خالی از لطف... این روزها لطف کجا بود.
آن نامه و جابجایی از خلوت به جلوت (همهی مطالب داریوش محمدپور این روزها خواندنیست. توصیه میکنم)
محمد نوری زاد یک کیهانی دوآتشه هم به حرف آمد

