طوطی ِشکّر شکن بودیم ما / مرغ ِمرگ اندیش گشتیم از شما
درباره وبلاگ
«آنکس که خنده نمیداند، همان به که آثار مرا نخواند.» فریدریش نیچه – دانش طربناک اینجا خرابات ِرندان است نه مغان. میزدگان ِنیمه هشیار، غرقشدگان در اکنون ِخویش. گرچه به جبر روزگار در این وادی افتادهایم اما نمیهراسیم از شب زدگان و حرامیان. تیغ ِتیز و پولادی ِ«اندیشه ی انتقادی و فلسفه ی تحلیلی» را بههمراه داریم. نکتههایی که در آگاهی و بیداری و هشیاری شاید نتوان دید در مالیخولیای ِخود میبینیم. ما همان کودک ِنشسته بر روی درختیم که میبینیم پادشاه لباس ندارد و فریاد میزنیم. فریادی البته مبهم و نارسا. زحمت ِرفع ابهام و پالایشش با شما. بلد نیستیم که آن قدر خوب بنویسیم که «همه» بفهمند. اما با «همه» دوستیم.