«...و اگر با تو صلح نکرده با تو جنگ نمایند، پس آن را محاصره کن و چون یهوه خدایت آن را به دست تو بسپارد، جمیع ِذکورانشان را به دم ِ شمشیر بکش، لیکن زنان و اطفال و بهایم و آنچه در شهر باشد، یعنی تمامی ِغنیمتش را برای خود به تاراج ببر و غنایم دشمنان خود را که یهوه خدایت به تو دهد بخور.» تورات – سفر تثنیه 13-14 // 20

می بینید که مجوز هم چند هزار سال قبل از آسمان صادر شده. تفسیر این آیه ی تورات هر چه باشد چیزی به نام انسانیت از آن بیرون نمی آید. خوش باوری ست اگر جنایات ِاسراییل را چیز نویی بدانیم و ارمغان استعمار و...دولت ایدئولوژیک همین است. از کوزه همان برون تراود که در اوست. حال بر ما خرده بگیرید که چرا بر طبل جدایی ایدئولوژی از سیاست می کوبیم.
این روزها مد، انسانیت است. اقتضای زمانه ایجاب می کند که امروز طرف فلسطینی ها باشیم. انگار تا دیروز در دنیا خبری نبود و امروز این جنایات اتفاق افتاده. چرا باید طرف فلسطینی ها را بگیریم؟ چون مسلمانند. اگر دولت اسراییل در سرزمینی غیر مسلمان این جنایات را انجام می داد آیا ما این همه به آن واکنش نشان می دادیم؟ این «ما» که گفتم دو بخش است. یک بخشش که ما جزء آنها نیستیم، ولی آنها جزء ما هستند. یک بخشش هم ماییم. خود ما. بر دسته ی اول هیچ حرجی نیست. اما از دسته ی دوم متعجبم که این همه مدت دیدند در چچن و دارفور و کوزوو و تبت و...چه اتفاقاتی افتاده اما دم نزدند. شما دیگر چرا؟ هم زبان و هم مسلک و هم دین بودن باعث شده الان ناراحت شوید؟ آیا این خودش نوعی نژادپرستی نیست؟ انسانیت تابع مکان و زمان و نژاد و دین شده؟ در پست منجی گرایی هم نوشتم که ریشه ی قضیه در کجاست.
رجوع به عقل، پاسداشت ِاخلاق و احترام به انسانیت، فارغ از نژاد و رنگ پوست و حتی...دین.
زنده باد انسانیت.
