تبليغاتX
آتش به جان ِ شمع فتد کاین بنا نهاد - رحمت و شفقت و محبت ملی و دینی

درباره وبلاگ

نوشتن بیرون جهیدن از صفِ مردگان است «فرانتس کافکا» جنگ با کلام، نه با شمشیر برکشیده از نیام«کارل ریموند پوپر»
«آن‌کس که خنده نمی‌داند، همان به که آثار مرا نخواند.»
فریدریش نیچه – دانش طربناک
اینجا خرابات ِرندان است نه مغان. می‌زدگان ِنیمه هشیار، غرق‌شدگان در اکنون ِخویش. گرچه به جبر روزگار در این وادی افتاده‌ایم اما نمی‌هراسیم از شب زدگان و حرامیان. تیغ ِتیز و پولادی ِ«اندیشه ی انتقادی و فلسفه ی تحلیلی» را به‌همراه داریم. نکته‌هایی که در آگاهی و بیداری و هشیاری شاید نتوان دید در مالیخولیای ِخود می‌بینیم. ما همان کودک ِنشسته بر روی درختیم که می‌بینیم پادشاه لباس ندارد و فریاد می‌زنیم. فریادی البته مبهم و نارسا. زحمت ِرفع ابهام و پالایشش با شما. بلد نیستیم که آن قدر خوب بنویسیم که «همه» بفهمند. اما با «همه» دوستیم.

...

موج سبز آزادی



پیغام محبت ز سگ هار بیامد

آهنگ رهایی ز ته غار بیامد...


در تعطیلات تابستانی به سر می‌برم. در جشنی محلی و قومی دوستی وبلاگی بنده را پیدا کرد. خیلی جالب بود میان آن همه. با احتساب این یک ماه و نیم، حدود دو سال از آخرین حقوقی که نقداً دریافت کردم می‌گذرد. تعطیلات بدون حقوق. البته در کنار نیمه‌ی دیگر خودم که خب بیست و چهار ساعتی بسیار خوش گذشت.

علیرضای فعلی (وضعیت پست مدرن سابق)، وبلاگی را جدیداً افتتاح کرده. علیرضا تازه کار نیست اما خودش را مثل خیلی از ما خیلی دست کم می‌گیرد. حرفهایی برای گفتن دارد که می‌نویسد. عکاس بسیار خوبی هم هست این را از نوع عکس گرفتن خودم فهمیدم.